به گزارش شهرآرانیوز، جهان عرب محمد غلوم را با «لبیک یا مهدی» میشناسد. نسخه عربی «سلام فرمانده» که میلیونها نفر آن را زمزمه کردند و نام این مداح و خواننده بحرینی را به یکی از شناختهشدهترین صداهای جبهه مقاومت تبدیل کرد. این روزها، اما او با اثری دیگر خبرساز شده است. «قومولله» نسخه عربی سرود «باید برخاست» که همزمان با تشییع رهبر شهید در ایران منتشر شد تا پیام این سرود را به مخاطبان عربزبان برساند.
اما آنچه محمد غلوم را از یک خواننده متمایز میکند، زندگی اوست. مردی که میگوید برای دفاع از باورش زندان را تجربه کرده، از کشورش اخراج شده، تابعیتش را از دست داده، اما هنوز معتقد است هیچیک از اینها بهایی سنگین برای ایستادن کنار حقیقت نبوده است.
او این روزها در ایران است و آنقدر روان فارسی صحبت میکند که گاهی فراموش میکنی زبان مادریاش عربی است. خودش دلیل این علاقه را ساده توضیح میدهد: «فارسی، زبان مقاومت است.»
میگوید سالهاست همراه بسیاری از جوانان بحرینی، سخنرانیهای رهبر شهید را دنبال میکرد و حتی بسیاری از آنها تلاش کردهاند فارسی یاد بگیرند تا سخنان ایشان را بیواسطه بفهمند.
«هر وقت حضرت آقا سخنرانی داشتند، دور هم جمع میشدیم و گوش میدادیم. خیلیها دوست دارند فارسی یاد بگیرند، فقط برای اینکه حرفهای حضرت آقا را بدون ترجمه بفهمند. ما در کشور خودمان میدانیم یک ولی داریم و ایشان حق شفاعت بر گردن ما دارند.»
وقتی از او میپرسم چرا «باید برخاست» را به عربی خواندید، از یک دغدغه قدیمی حرف میزند؛ دغدغه ماندگاری. این خواننده بحرینی میگوید وقتی قطعه «باید برخاست» را با صدای محمدیپناه شنیدم، احساس کردم این اثر نباید فقط برای فارسیزبانان باقی بماند. او ادامه میدهد: «این شعر فقط برای امروز و فردا نیست. برای صد سال آینده است تا روز ظهور حجت باید بماند. تجربه نشان داده بچهها سرودها را حفظ میکنند. شاید امروز همه لایههای معنایی شعر را نفهمند، اما نسلهای بعد آن را زمزمه خواهند کرد. برای همین تصمیم گرفتیم فقط ترجمه لفظی نکنیم. پیام و هدف شعر را به عربی منتقل کنیم.»
همین نگاه «قومولله» را متولد کرد که به گفته خودش، صرفاً جابهجایی واژهها نبود، بلکه انتقال یک پیام بود و «اینکه همه مردم فقط برای خدا قیام کنند.».
اما شاید متفاوتترین بخش حرفهایش، زمانی است که از نسبت جهان عرب با رهبر شهید سخن میگوید. «بعضی از ایرانیها فکر میکنند حضرت آقا فقط رهبر ایران هستند. این اشتباه است. از روسیه و چین تا اروپا، استرالیا و انگلستان، خانههایی را دیدهام که عکس حضرت آقا روی دیوارشان بود. جهان عرب احتیاج ندارد کسی این محبت را برایش تعریف کند. ما در کشورهای خودمان شاید بیشتر از خیلیها عاشق حضرت آقا باشیم. آماده بودیم و هستیم که جانمان را فدای این پرچم و فدای خط ایشان کنیم.»
محمد غلوم پیشتر به دلیل مواضع حمایتی خود از ایران، بازداشت شد و پس از آن نیز از بحرین اخراج و تابعیتش از او سلب شد. با این حال، وقتی از آن روزها حرف میزند، نه گلایهای در صدایش شنیده میشود و نه حسرتی.
او میگوید: «بعضیها میگویند به خاطر همان استوری بود که ما را دیپورت کردند و ملیتمان را گرفتند، اما آنها نمیدانند ملیت ما امام حسین است. اگر دیپورت شدنم به خاطر حضرت آقا باشد، انشاءالله از همه دنیا هم دیپورت شوم. مهم نیست هر جا حسین باشد، برای ما همانجا بهشت است.»
این جمله را آرام میگوید بیآنکه بخواهد شعار بدهد. شاید به همین دلیل، اثرش بیشتر است. در جهانی که بسیاری برای حفظ گذرنامه و اقامت، از باورهایشان فاصله میگیرند، او از ازدستدادن تابعیت سخن میگوید، اما هویتش را در جای دیگری تعریف میکند.
وقتی از آخرین دیدارش با رهبر شهید یاد میکند، روایتش رنگ دیگری میگیرد. «یکبار که در بیت رهبری بودم و حضرت آقا وارد شدند، بیاختیار سرم پایین آمد. هنوز هر وقت یاد آن لحظه میافتم، همان حس را دارم.»
او باور دارد پیوند با رهبر شهید، با شهادت پایان نیافته است. از نگاهش، رابطهای که بر پایه ایمان شکل گرفته، محدود به حضور ظاهری نیست و همچنان ادامه دارد. شاید به همین دلیل است که «قوموا لله» برای محمد غلوم ادامه همان باوری است که به خاطرش زندان را تحمل کرد، وطنش را از دست داد و تابعیتش را واگذار کرد، اما حاضر نشد از آن دست بکشد.
برای محمد غلوم، وطن جغرافیا نیست بلکه مسیری است که به حقیقت ختم میشود. شاید به همین دلیل است که وقتی از او میپرسم از اخراج شدن ناراحت نیستی، پاسخ میدهد: «ملیت ما امام حسین است.» جملهای که بیش از هر توضیح دیگری، روایت زندگی او را خلاصه میکند.